برچسبها: <-TagName->
ادامه مطلب
♥ <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->

کسی را از خوب بودن خسته نکنیم! خدا نکند انسانی از خوب بودنش خسته بشود، خدا نکند آدمی بشود که مهربانیش هربار نگران و آزرده خاطرش کرده، چرا که آن وقت است که می ماند بلاتکلیف، نه بد بودن را بلد است و نه توان خوب ماندنش است. آن وقت است که میگریزد... هجرت از دنیای آدم ها به خلوتی که درونش پوچ پوچ است، سکوتی که قالبش تنهایی است که خودخواسته نبوده، که لذت بخش نیست... آدم ها را از خوب بودنشان خسته نکنیم.
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی


برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی


برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
میخوانم برای تو ، تعریف زندگی / که روزگار نداد معنی به این وابستگی
زندگی تک تک این ساعت هاست / زندگی چرخش این عقربه هاست
زندگی راز دل مادر من / زندگی پینه ی دست پدر است
زندگی مثل زمان در گذر است
زندگی آب روانیست ، روان میگذرد
آنچه تقدیر من و تو است ، همان میگذرد
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
♥ <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
وقتی تو نیستی ...
شادی کلام نامفهومی ست !
و " دوستت می دارم " رازی ست ،
که در میان حنجره ام دق میکند !
و مـــَـن چگونه بی تو نگیرد دلم ؟
اینجا که ساعت وآیینه و هوا ،
به تو معتادند ...
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
دانلود آهنگ جديد
کد آهنگ وبلاگ
- "> ,, Blog, Weblog, Persian,Iran, Iranian, Farsi, Weblogs, Blogs"><-BlogTitle->
<-BlogDescription->
♥ <-PostDate-> ساعت <-PostTime-> توسط <-PostAuthor->
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
وای از حال خبر نداریمدوریم و این تنهایی رو باور نداریموای بغضم با گریه وا نمیشهمیخوام فراموشت کنم اما نمیشهآه شبای سرد منچیزی نپرس از درد منوقتی خرابه حال و روزمراهی ندارم بعد از اینچیزی نمیپرسم ببیندارم تو آتیشت میسوزملعنت به هر چی رفتنهاین بغض سنگین با منهسنگین تر از خواب زمستونحالم بده حالم بدهنفس نفس بند اومدهدارم میخونم تو خیابونوای از حال خبر نداریمدوریم و این تنهایی رو باور نداریموای بغضم با گریه وا نمیشهباید فراموشت کنم اما نمیشهآه شبای سرد منچیزی نپرس از درد منوقتی خرابه حال و روزمراهی ندارم بعد از اینچیزی نمیپرسم ببینباید تو آتیشت بسوزملعنت به هر چی رفتنهاین بغض سنگین با منهسنگین تر از برف زمستونحالم بده حالم بدهنفس نفس بند اومدهدارم میخونم تو خیابونآه شبای سرد منچیزی نپرس از درد منراهی ندارم بعد از اینچیزی نمیپرسم ببین
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
دنیا چیزی کم دارد
مثل کم داشتنِ یک وزیدن، یک واژه، یک ماه!
من فکر می کنم در غیاب تو
همه ی خانه های جهان خالیست
همه ی پنجره ها بسته است
وقتی که تو نیستی
من هم
تنهاترین اتفاق بی دلیل زمین ام!
واقعا
وقتی که تو نیستی
من نمی دانم برای گم و گور شدن
به کدام جانب جهان بگریزم !
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی
☆از دلتنگی چیزی شنیده ای؟ دلتنگی مثل این است که دستت را با کاغذ بریده باشی زخمی نمیزند خونی نمی ریزد ولی می سوزاند عجیب می سوزاند امشب همین حس و حال را دارم،دلم گرفته است...یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است نمی دانم،اصلا هیچوقت فرق بین آنها را نفهمیده فقط میدانم دلم جوری میشود جوری که مثل همیشه نیست دلم که اینطور میشود غصه های خودم هیچ غصه های همه دنیا میشود غصه من و دنیا آوار میشود بر سرم احساسم افکارم،آزارم میدهد این دلتنگی☆
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی