☆از دلتنگی چیزی شنیده ای؟ دلتنگی مثل این است که دستت را با کاغذ بریده باشی زخمی نمیزند خونی نمی ریزد ولی می سوزاند عجیب می سوزاند امشب همین حس و حال را دارم،دلم گرفته است...یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است نمی دانم،اصلا هیچوقت فرق بین آنها را نفهمیده فقط میدانم دلم جوری میشود جوری که مثل همیشه نیست دلم که اینطور میشود غصه های خودم هیچ غصه های همه دنیا میشود غصه من و دنیا آوار میشود بر سرم احساسم افکارم،آزارم میدهد این دلتنگی☆
برچسب:
نویسنده: کوروش سامانی